خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ اسلام (1) کلاس دهم معارف

درس 13: امام سجاد (ع)

بازدید719
تاریخ بروزرسانی1403/11/2

اوضاع سیاسی، اجتماعی دوران امام سجاد (ع)

دوران امامت امام سجاد که با شهادت امام حسین در سال 61 ق. آغاز شد، شرایط خاصی داشت. جنایت هولناک کربلا منجر به ترس و انزوای مردم گردید و بر محافل شیعه هم رعب و وحشت بسیار حاکم شد و بر مردم مسلّم شد حاکمیت اموی برای استحکام پایه‌های حکومت خود از انجام هیچ جنایتی فروگذار نخواهد کرد. تعداد بسیار اندک شیعیان در این زمان حکایت از هم پاشیده شدن تشکیلات شیعه داشت.

پس از خلافت یزید، جوّ خفقان و رعب‌آور با روی کار آمدن خلفایی همچون مروان بن حَکَم، عبدالملک بن مروان و ولیدبن عبدالملک تشدید شد. عبدالملک بن مروان هنگام به دست گرفتن قدرت طیّ سخنانی به مردم گفت: «بین ما فقط شمشیر حکم می‌کند و به خدا سوگند از این پس گردن هر کسی را که مرا به تقوا امر کند خواهم زد». یکی از والیان عبدالملک، حَجّاج بن یوسف ثقفی نام داشت. شدت مخالفت و دشمنی او با شیعیان به حدی بود که امام باقر ضمن روایتی چنین فرمود: «حَجاج شیعیان را با فجیع‌ترین نحو می‌کشت و آنان را با هر تهمت و سوءظنّی دستگیر می‌کرد. زندیق و کافر در نزد او بهتر از شیعه علی بود».

در همین دوران عبدالله بن‌زبیر در بخش دیگری از جهان اسلام یعنی مکه مشغول حکومت بود. او همچون رقبای خود از بنی‌امیه در دشمنی با خاندان پیامبر هم داستان بود.

در این میان فقط معاویهٔ بن یزید رفتاری متفاوت از سایر خلفا انجام داد. او در سال 64ق. به خلافت رسید. معاویه که از جنایات پدرش یزید و پدربزرگش -معاویهٔ بن ابی‌سفیان- بسیار متأثر بود، طی یک سخنرانی با شمردن برخی از کردارهای ننگین آنان از ایشان بیزاری جست و اهل‌بیت را شایسته خلافت معرفی کرد. معاویة بن یزید پس از آن خلافت را واگذار کرد. با کناره‌گیری وی، مروان بن حکم قدرت را به دست گرفت و خلافت از شاخهٔ اموی به شاخهٔ مروانی انتقال یافت.

با وجود خلفای بنی‌امیه، فرهنگ اصیل اسلامی در حال فراموشی بود. حاکمان نالایق بی‌توجه به شرایط سخت مردم به عیاشی و خوش‌گذرانی روزگار می‌گذراندند. هدف آنان حفظ قدرت و حکومت بود. زمانی امام سجاد با مروان مواجه شد و از او دربارهٔ علت اصرارش بر ناسزا گفتن به امام علی در منابر مساجد سؤال کرد؛ مروان بی‌درنگ پاسخ داد: «حکومت جز از این طریق بر ما استوار نمی‌شود».

خلفای اموی و مروانی با دور کردن مردم از اهل‌بیت آنها را در بی‌خبری و جهالت نگاه می‌داشتند و با خدمت گرفتن عالمان دینی و محدّثانی همچون زُهری و وادار ساختن آنها به جعل و تحریف احادیث تلاش می‌کردند حکومت نامشروع خود را مشروع جلوه دهند.

گفت‌‌وگو کنید (صفحهٔ 115 کتاب درسی)

 

کوتاهی مردم در یاری خاندان پیامبر چه آثار و پیامدهایی را برای جامعهٔ اسلامی در پی داشت؟

خلفای هم عصر امام سجاد

اقدامات امام سجاد (ع) در دوران امامت

فعالیت‌های سیاسی

1- ایراد خطبه‌های روشنگرانه: غروب روز عاشورا خاندان امام حسین به اسارت گرفته شدند. رهبریِ این کاروان را امام سجاد بر عهده داشت. کاروان اسرا از کربلا به کوفه، از کوفه به شام و در نهایت به مدینه رفتند. امام در حالی که بیمار بود و آثار مصیبت و سختی‌ها در چهرهٔ ایشان آشکار بود، از فرصت پیش آمده هوشمندانه بهره گرفت تا ضمن ابلاغ پیام نهضت عاشورا به مردم، وجدان‌های خفته و غفلت‌زدهٔ آنها را بیدار سازد. امام سجاد در سخنرانی خود در شهر کوفه ضمن انتقاد از بدعهدی کوفیان، حرکت امام حسین را حرکتی الهی و شهادت‌طلبانه معرفی کرد. مسیر بعدی کاروان، شهر شام بود. مردم شام که سال‌ها تحت حکومت خاندان بنی‌امیه بودند، به‌واسطهٔ تبلیغات این خاندان در دشمنی با اهل‌بیت قرار داشتند. آنان به مناسبت پیروزی ظاهری سپاهیان یزید شهر را آذین بسته و به شادی و پای‌کوبی مشغول بودند. امام ضمن تبیین علت و هدف قیام امام حسین ماهیت ظالمانهٔ بنی‌امیه را برملا ساخت و بدین ترتیب، حرکت تبلیغیِ یزید برای بزرگ جلوه دادن پیروزیِ خود را به اقدامی ضد تبلیغی بدل کرد.

2- رویارویی با حاکمان اموی: رویارویی امام با عبیدالله بن‌زیاد و پس از آن یزید بن معاویه نمونه‌ای از شجاعت و بی‌باکی امام در وقایع بعد از عاشورا بود. امام در حالی با صراحت و بدون ترس پاسخ‌های کوبنده به آنان داد که خود و خاندان امام حسین در اسارت آنها بودند. عبیدالله بن زیاد که انتظار برخورد قاطع امام را نداشت، دستور قتل وی را صادر کرد اما با دفاع جانانهٔ حضرت زینب از تصمیم خود منصرف شد. امام سجاد در شهر شام و در نزد یزید خطبه‌ای طولانی و روشنگرانه ایراد فرمود و در آن به معرفی اهل بیت و فضیلت‌های آنها پرداخت. این خطبه چنان موقعیت یزید را متزلزل ساخت که وی نتوانست خاندان اهل بیت را در شام نگه دارد و به ناچار ایشان را با تکریم و احترام راهی مدینه کرد.

مسجد اموی ـ دمشق

جست‌وجو و تحقیق (صفحهٔ 117 کتاب درسی)

 

همان‌طور که گفته شد؛ خطبۀ امام سجاد حکومت یزید را سخت به وحشت انداخت، این خطبه را مطالعه کرده، محورهای مهم آن را استخراج کنید و در کلاس ارائه دهید.

3- زنده نگه داشتن قیام عاشورا: شهادت امام حسین و یارانش ضربهٔ سنگینی به خلافت بنی‌امیه وارد کرد. با روشنگری‌های امام سجاد و حضرت زینب افکار عمومی نسبت به عملکرد خلافت بنی‌امیه آگاهی یافته بود. حال این واقعه نباید فراموش می‌شد. امام سجاد با گریه بر ستمدیدگان و زنده نگه‌داشتن یاد آنان، مبارزه علیه خلافت ظالمانهٔ اموی را ادامه داد. یادآوری مکرر فاجعه عاشورا اجازه نمی‌داد ظلم و ستم حکومت اموی از خاطره‌ها محو شود.

4- مبارزه با علمای درباری: فرمانروایان نامشروعی همچون بنی‌امیه ناگزیر بودند با جلب حمایت مردم، حکومت خود را قانونی و مشروع جلوه دهند. از این‌رو تلاش می‌کردند با کمک برخی از علما مسیر حکومت خود را هموار سازند. آنان با جعل حدیث و تملق‌گویی، وحشت حاکمان ظالم را به آرامش تبدیل می‌کردند. از جمله این افراد می‌توان به زُهری اشاره کرد. امام سجاد در نامه‌ای به زُهری وی را موعظه کرده و یادآور شد که آنچه از متاع دنیا به‌دست می‌آورد در مقابل آنچه از دست می‌دهد بسیار ناچیز است. این نامه گرچه به زُهری نوشته شده است اما در واقع هشدار و توجهی است به سایر علما و دانشمندان دینی که دین خود را به دنیای ظالمان نفروشند.

5- حفظ شعائر اسلام: از آنجا که امام سجاد رهبری الهی است و در برابر مردم خویش که همان امت اسلامی است مسئولیت دارد، حفظ کیان اسلام از مهم‌ترین تکالیفی است که او متعهد به انجام آن است. از این‌رو باید از شعائر اسلام مراقبت کند، نمادهایش را تداوم بخشد و مصالح کلی را بر سایر موارد ترجیح دهد. عملکرد ایشان در این زمینه مانند رفتار امیرالمؤمنین است که پس از غصب حقّ خلافت ایشان و به نتیجه نرسیدن تلاش‌هایی که در راه استیفای حقوقشان انجام داد. جهت رعایت مصالح عمومی مسلمانان سکوت نمود یا مانند رفتار امام حسن است که به امضای پیمان صلح با معاویه روی آورد. همان‌طور که امام حسین بر اساس آنچه پیش‌تر گفته شد در راستای مصالح مسلمانان و حفظ شعائر دین مبین اسلام قیام نمود و جانش را فدا کرد. بر همین اساس است که امام سجاد همان‌طور که می‌کوشید تا چهرۀ فاسد دولت اموی را برملا سازد برای مرزدارانی که وظیفهٔ دفاع از کیان جامعهٔ اسلامی را بر عهده داشتند نیز دعا می‌کرد. جالب آن است که این مرزداران تحت اوامر و نظارت حکومت اموی وقت بودند.

فعالیت (صفحهٔ 118 کتاب درسی)

 

متن زیر را بخوانید و سپس با همفکری به پرسش مطرح شده پاسخ دهید:

در صحیفهٔ سجادیه این کتاب ارزشمند و پر نکته این چنین می‌خوانیم:

«بار خدایا، بر محمد و خاندان او درود فرست و مرزهای مسلمانان را به پیروزمندی خویش استوار گردان و مرزبانان را به نیروی خود یاری ده و از خزانه بخشش‌های خودت، عطایاشان را به فراوانی ارزانی‌دار، بار خدایا، بر محمد و خاندان او درود فرست و شمارشان افزون و سلاحشان بُرَنده کن. ناحیۀ آنها را حراست فرمای و پیرامونشان را نفوذناپذیر گردان. جمعشان متحد کن و خود به تدبیر کارهاشان پرداز. سررشتهٔ آذوقه‌شان را گسسته مگردان و دشواری‌ها از پیش پایشان بردار و آنان را به نصرت خویش قوت بخش و به شکیبایی مدد فرما و دفع مکر دشمن را به ایشان بیاموز...»

با توجه به اینکه امام سجاد در زمان حکومت اموی می‌زیست و طبعاً مرزداران هم رزمندگان مسلمانی بودند که تحت نظارت حکومت اموی وقت از مرزهای سرزمین‌های اسلامی محافظت می‌کردند، به نظر شما امام سجاد به چه دلیل برای این مرزداران دعا می‌کرد؟

فعالیت‌های فرهنگی

امام سجاد در دوران حکومت حاکمان اموی، با در پیش گرفتن سیاست تقیّه به‌طور غیرمستقیم و بدون آنکه بهانه‌ای به دست دشمن بدهد رسالت سنگین خود را در هدایت و رهبری جامعه ایفا نمود. اصول سیاست‌های آن حضرت را می‌توان در محورهای زیر بیان کرد:

1- دعا و مناجات: با توجه به خفقان و محدودیت شدید دوره موردنظر، امام در قالب دعا و مناجات معارف و مفاهیم دین را به‌صورت فشرده و صریح برای مردم مطرح ساخت. این دعاها در مجموعه‌ای به نام «صحیفه سجّادیه» جمع‌آوری شده است. امام در ضمن دعا به تمام ابعاد انسانی توجه کرده و مسائل مختلف اخلاقی، اعتقادی و سیاسی را مطرح کرده است.

فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 118 کتاب درسی)

 

ذکر صلوات در صحیفهٔ سجادیه بسیار تکرار شده است. به نظر شما هدف امام از این تکرار، با توجه به شرایط آن زمان چه بوده است؟

2- تربیت شاگردان: یکی از شیوه‌های اصلی امام سجاد در پیشبرد اهداف الهی و دینی، آموزش انسان‌های مستعد و توانا و آماده ساختن آنان برای حفظ دستاوردهای امامت و مکتب تشیع بود. برخی از چهره‌های معروف عبارت‌اند از: ابوحمزه ثُمالی، ابوخالد کابُلی، سعید بن جُبَیر.

3- آزادسازی بردگان: یکی از تعالیم اصلی پیامبر برابری انسان‌ها در پیشگاه خداوند بود. ایشان همواره تأکید می‌کردند که ملاک برتری انسان‌ها به نژاد، قوم و رنگ وابسته نیست، بلکه عمل و رفتار انسان‌ها موجب تقرب به خداوند می‌شود. با روی کار آمدن بنی‌امیه این تعالیم حیات بخش به فراموشی سپرده شد. امام سجاد به این بخش از جامعه عنایت ویژه داشت. ایشان بردگان و کنیزان بسیاری می‌خرید اما آنان را بیش از یک سال نگه نمی‌داشت و با هر بهانه‌ای آزادشان می‌کرد. در مدتی که بردگان نزد امام بودند احکام و معارف دینی را از ایشان فرا می‌گرفتند. این افراد پس از آزادی به عنوان طرفداران جبهه حق در جامعه حضور می‌یافتند. بردگان آزاد شده پس از آزادی همچنان رابطهٔ خود را با امام حفظ می‌کردند.

رخدادهای دوران امام سجاد (ع)

1- واقعهٔ حَرّه

از آنجا که ماهیت شخصیت یزید و حکومتش، آمیخته با ظلم و جنایت بود، وی به جنایت بزرگش در کربلا بسنده نکرد و جنایات دیگری را نیز در طول عمر کوتاه و ننگینش مرتکب شد که واقعۀ حَرّۀ واقم یکی از آنهاست. در سال 63 هجری گروهی از بزرگان مدینه از سوی والی مدینه به شام فرستاده شدند تا یزید ضمن بذل و بخشش به آنان، چهرهٔ خود را که پس از شهادت امام حسین به شدت نزد آنان مخدوش شده بود، بهبود بخشد اما آنان یزید را دارای اوصاف و خلق و خویی یافتند که به هیچ وجه با اوصاف یک فرمانروای اسلامی سازگاری نداشت؛ از این رو، پس از بازگشت به مدینه، یزید را چنین توصیف کردند: «او دین ندارد، مشروب می‌نوشد، بر تنبور می‌کوبد و بردگان نزد او می‌نوازند و با سگان بازی می‌کند». لذا گفتند که حاضر به اطاعت از او و پذیرش امامتش نمی‌باشند و رفته رفته در مدینه شورشی به پا شد. 

شورشیان، امویان و یاران آنان را که تقریباً حدود هزار نفر بودند، در خانهٔ مروان بن حکم محاصره کردند و پس از آن، با خفت و خواری و در حالی که بچه‌ها به آنان سنگ پرتاب می‌کردند، از شهر بیرون راندند. رهبری این شورش را عبداللّٰه بن حَنْظَله؛ غَسیل الملائکه عهده‌دار بود. یزید برای مقابله با این شورش، یکی از فرماندهان سنگدل خود به نام مسلم بن عُقْبه را به همراه سپاهی پنج هزار نفری به سوی مدینه فرستاد. مردم مدینه تلاش کردند با بازسازی خندقی که در جنگ خندق حفر شده بود، مانع ورود سپاه یزید به شهر شوند. از این رو، سپاه یزید در بیرون مدینه، در ناحیهٔ شرقی، یعنی منطقهٔ حَرّهٔ واقم اردو زدند. اما سرانجام توانستند با وعده‌های مالی و فریفتن قبیلهٔ بَنوحارثه، به شهر وارد شوند و پس از کمتر از یک روز درگیری، شهر را تصرف کنند. 

بنا به وعده ای که یزید به سپاهش داده بود، تا سه روز، اموال و نوامیس مردم مدینه بر سپاه شام مُباح اعلام شد! مسلم بن عُقْبه، بسیاری از اسیران را به قتل رساند و حتی سرهای بسیاری از کشته شدگان از صحابهٔ رسول خدا را نیز از تن جدا کرد! وی پس از تسلط بر شهر، از مردم مدینه برای بندگی یزید بیعت ستاند!

2- قیام‌ها

الف) قیام توابین

امویان هر چند به ظاهر توانستند امام حسین و گروه اندک یاران و خاندانش را در کربلا به شهادت برسانند و به اسارت ببرند اما این کار حکم جرقه‌ای داشت که به انبارهای باروت زده باشند. مردم کوفه خود، دعوت کنندهٔ امام حسین بودند اما بخشی از آنان شریک در قتل امام شدند و بخشی نیز او را یاری نکردند. آنان که به هر دلیل موفق نشده بودند، در قیام امام شرکت جویند به شدت احساس پشیمانی داشتند. پس از هلاکت یزید در ماه ربیع الاوّل سال 64 هجری، شیعیان کوفه در خانهٔ سلیمان بن صُرَد خُزاعی اجتماع کردند و دربارهٔ چگونگی انتقام‌گیری از امویان چاره اندیشی کردند. سپس مبلغان خود را برای جمع‌آوری و آماده‌سازی شیعیان به اطراف پراکندند. گروه توّابین در ربیع الاول سال 65 هجری در اردوگاه نخلیهٔ کوفه گرد آمدند و به قصد مقابله با سپاه شام که فرماندهی آن را عبیداللّٰه بن زیاد به دست داشت، حرکت کردند.

با اینکه دوازده یا شانزده هزار نفر با سلیمان بن صرد بیعت کرده بودند اما تنها چهار هزار نفر آمادهٔ حرکت به سوی شام شدند و سپس هزار نفر دیگر نیز به آنها ملحق شدند. توّابین ابتدا به کربلا رفتند و پس از گریه و عزاداری، از خدا خواستند توبه‌شان را بپذیرند. سپس با قبر امام حسین و شهدا وداع کرده، راهی شام شدند.

پس از برخورد دو سپاه، درگیری آغاز شد. هر چند در آغاز، پیروزی از آن توّابین بود، اما از آنجا که نیروهای تازه نفس، پی در پی به سپاه شام ملحق می‌شد، با شهادت سلیمان و بعضی دیگر از فرماندهان و نیروهای توّابین، نهایتاً رُفاعه بن شدّاد بقیهٔ نیروهای توّابین را به عقب بازگرداند.

ب) قیام مختار

پس از قیام توّابین، قیام دیگری برای خون خواهی امام حسین رقم خورد و آن، قیام مختار بن ابی عُبَیۡد ثَقَفی بود. وی هنگام حضور عبید اللّٰه بن زیاد در کوفه، توسط او زندانی شد و با وساطت شوهر خواهرش عبداللّٰه بن عمر آزاد گشت. او از آنجا که با شیوهٔ عمل توّابین موافق نبود، خود به دنبال جمع آوری نیرو در کوفه و اطراف بود؛ لذا یک چهارم طرفداران توّابین به مختار پیوستند اما با تحریک اشراف کوفه و قاتلان امام حسین، مختار مجدداً زندانی شد و مجدداً با وساطت ابن عمر آزاد شد.

مختار پس از شکست توّابین زمینه را مهیّا دید و با جمع کردن باقیماندهٔ توّابین و سایر دوستداران اهل بیت با شعار «یالَثارات الحسین» قیام خود را آغاز کرد. وی هدف خود را انتقام از قاتلان امام حسین اعلام کرد. بسیاری از ایرانیان که در آن روزگار مَوالی (بندگان آزاد شده) خوانده می‌شدند، به مختار پیوستند تا شاید از زیر بار ظلم و ستم امویان رها شوند. مختار در مدّت کوتاهی بر بیشتر عراق دست یافت و افرادی نظیر ابن زیاد، شمر و عمر بن سعد را به قتل رساند. پیشرفت‌های سریع مختار، عبدالملک بن مروان و عبداللّٰه بن زبیر را به وحشت انداخت، از این رو از دو جانب به عراق هجوم آوردند. جنگ سرنوشت‌ساز میان مختار و مصعب بن زبیر -برادر عبداللّٰه بن زبیر- درگرفت. پس از کشته شدن شمار زیادی از مَوالی و چهار ماه محاصرهٔ سخت سرانجام مختار نیز کشته شد. مصعب پس از تسخیر کوفه تعداد زیادی از یاران مختار را که بیشتر آنها ایرانی بودند، قتل عام کرد.

ج) قیام عبدالله بن‌زبیر

عبدالله بن‌زبیر به عنوان فرزند یکی از صحابهٔ معروف رسول خدا در حجاز مورد توجه دستگاه خلافت اموی بود تا مبادا ادعای خلافت و حکومت نماید. وی پیش از این در تحولات تاریخ اسلام از جمله در برپایی جنگ جمل نقش مؤثری داشت. ابن‌زبیر در زمان یزید بیعت نکرد و همواره منتظر فرصتی بود تا بتواند قدرت را در حجاز به دست بگیرد. او پس از شنیدن خبر شهادت امام حسین بی‌درنگ علیه امویان ادعای استقلال کرد و از مردم برای خود بیعت گرفت و قلمرو خود را گسترش داد. ابن‌زبیر از شهادت امام حسین و اسارت اهل بیت برای جلب حمایت مردم و تحریک احساسات آنها به خوبی بهره برد.

امام سجاد هرگز عبدالله بن‌زبیر را تأیید نکرد بلکه مخالفت خود را با او آشکار نمود و از تسلط وی بر سرزمین حجاز نگران بود. حکومت ابن‌زبیر تا سال 73ق. به طول انجامید. در این سال حجاج بن یوسف ثقفی به دستور عبدالملک بن‌مروان مأمور سرکوب عبدالله بن‌زبیر شد. حجاج پس از محاصره مکه و به منجنیق بستن و ویران کردن خانهٔ کعبه بر ابن‌زبیر دست یافت و او را کشت و بدنش را واژگونه به مدت یک سال بر دار آویخت.

3- فتوحات

فتوحات که از دوران خلفا آغاز شده بود در دورۀ حاکمیت یزید و پس از او -تا پایان فتنهٔ عبدالله بن‌زبیر در سال 73ق.- تقریباً متوقف بود؛ ولی با آغاز سیطرۀ عبدالملک بن‌ مروان بر مناطق مختلف و غلبۀ او بر مخالفان، فتوحات از سر گرفته شد. در این فتوحات، مناطق شمال آفریقا همچون؛ لیبی و الجزایر فتح شد.

فتوحات در شرق، در دو ناحیهٔ سیستان و ماوراءالنهر انجام گرفت و تا اواخر قرن اول مسلمانان تا مرز چین و هند پیش رفتند.

در جبههٔ غربی، سال 92ق. اندلس (اسپانیا) به دست مسلمانان افتاد. فرماندهی این حرکت را موسی بن‌نُصیر عهده‌دار بود، اما نقش اصلی را یکی از سرداران او به نام «طارق بن‌زیاد» بر عهده داشت. ضعف و تزلزل حاکمیت اموی در قرن دوم، موجب توقف فتح دیگر مناطق اروپایی شد.

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 122 کتاب درسی)

 

1- شیعیان پس از شهادت امام حسین در چه شرایطی قرار داشتند؟
2- عبدالملک بن‌مروان که بود؟ او پس از به قدرت رسیدن خطاب به مردم چه گفت؟
3- مروان علت اصرارش بر ناسزا گفتن به امام علی را چه گفت؟
4- امام سجاد پس از شهادت امام حسین چگونه حرکت تبلیغی یزید برای اظهار پیروزی در واقعه کربلا را ناکام ساخت؟
5-  دو مورد از فعالیت‌های فرهنگی امام سجاد را بنویسید.
6- چرا واقعهٔ حَرّه به وقوع پیوست و سرانجامِ آن چگونه بود؟
7- توّابین به چه انگیزه‌ای قیام کردند و چه سرانجامی داشتند؟
8- مختار ثقفی و قیام او را معرفی کنید.

اندیشه و جست‌وجو (صفحهٔ 122 کتاب درسی)

 

1- راهبرد امام سجاد برای حفظ قیام عاشورا چه بود؟
2- نقش امام سجاد در بازآفرینی فرهنگ اصیل اسلامی چگونه بود؟

درس 13: امام سجاد (ع)